تبليغاتX
.

زمان ارسال: 89/09/06ساعت 11 بعد از ظهر

نویسنده مقاله: «بهلول»

بسم الله الرحمن الرحیم
به وبلاگ کاسه خوش امدید

با سلام خدمت دوستان و همراهان گرامی   از اینکه این چند وقته به امور وبلاگ و همچنین بازدید از وبلاگ همراهان نپرداخته ام طلب عفو می نمایم.در این چند هفته اخیر مشغله ام به حدی بوده است که مجال ارسال مطلب و این دست فعالیت ها را نیافته ام.امروز برای ایجاد یک نظر سنجی بسیار مهم باز هم وبلاگ را به روز کردم.امیدوارم به رسم همیاری و اتحاد و همچنین میهن دوستی در این نظر سنجی شرکت کنید.چرا که بعد از آن باید به تحلیل بپردازیم  انشالله کشور را از شر  دشمنان حفظ نمائیم.

از نسل علی، امام و هادی داریم             هر سال نشانه و نمادی داریم

فرموده ولی امر مسلمین جهان             امسال جهاد اقتصادی داریم

امسال به یاری هم فقر را ریشه کن می کنیم

سال نو مبارک

+ | ?????? ??? ???? - ???? ??? ??? داغ کنید |||

زمان ارسال: 90/02/09ساعت 1 بعد از ظهر

نویسنده مقاله: «بهلول»

به رئیس جمهور

امروز برایم بسیار سخت بود تا این پست را ارسال کنم.اما بیش از هر زمان احساس خطر می کنم.مثل اینکه فراموش کرده ای که تنها بواسطه توصیه رهبر بود که نام تو به عنوان رئیس جمهور با آن سطح مشارکت از صندق بیرون آمد.یا فراموش کرده ای که هر جا حمایتی مردمی صورت گرفت در جهت تعالی حکومت بود.و تو ندانسته این ریشه ها را می سوزانی.متاسفم!
آقای رئیس جمهور اصرار شما بر حفظ رحیم مشائی در دستگاه دولت بار ها این فکر را از ذهنم گذراند که مبادا در انتخاب  رئیس جمهور کشورم اشتباه کرده باشم. اما مدام فکرم را  پراکنده می ساختم.چون حتی تصورش برایم زجر آور بود.حال شما ندانسته ذهن یک ملت را به نباید ها گشودی.

با وجود اینکه همیشه در مقابل دشمنان با افتخار ایستاده ام اکنون پشیمانم که چرا نیرویم را بیشتر صرف شناخت و توسعه اندیشه های ولایت و ولایت مداری نکرده ام .به هر وسیله ضرورت وجود رئیس جمهوری چون شما را تبلیغ نمودم،خاری در چشم دشمنانت و همراهی برای هم پیمانانت بودم .می گویم هم پیمان چرا که بین ما عهد و پیمانی بود.که از شما اطاعت و از ما حمایت باشد. اما در این شرایط تلاشم را بیهوده می بینم.و تو مسئول آن هستی و باید جواب بدهی..



+ | ?????? ??? ???? - ???? ??? ??? داغ کنید |||

زمان ارسال: 89/11/23ساعت 6 بعد از ظهر

نویسنده مقاله: «بهلول»

پس از مشاهده بیانیه‌ی مشترک میرحسین موسوی و مهدی کروبی و دعوت مردم از سوی آنان برای تجمع در روز 25 بهمن ماه برای حمایت از مردم مصر و تونس، انسان ناخودآگاه به یاد یک نوع خاص از بیماری روانی به نام توهم (hallucination) مي افتد. زیرا در تعریف توهم آمده است، توهم (hallucination) درک اشتباه یکی از حواس پنجگانه است که در فقدان یک محرک خارجی مربوط به آن حس به وجود می‌آید و توسط شخص درک می‌شود. برای اینکه یک ادراک توهم محسوب شود، دو معیار لازم است: اول اینکه به صورت یک ادراک واقعی حس می‌شود و نه به صورت یک تصور (imagery)و دوم اینکه به نظر می‌رسد که از دنیای خارج شخص نشأت می‌گیرد. در صورتی‌که یک تجربه ادراکی فقط یکی از دو معیار لازم را داشته باشد، آن‌گاه توهم کاذب (pseudo hallucination) نامیده خواهد شد.

این موضوع هنگامی بیش‌تر ذهن را به خود مشغول مي کند که به تاریخ برگزاری این تجمع یعنی 25 بهمن توجه شود، اینگونه تداعی مي شود که به احتمال زیاد موسوی و کروبی به زعم خود احساس کرده‌اند عدد 25 برای آنان خوش‌یُمن است و به اصطلاح آمد دارد.

شاید آن‌ها نزد خود اینگونه تصور کرده‌اند 25 خرداد ماه 88 چند صد‌هزار نفر در حمایت از فتنه‌گران در خیابان‌ها تجمع کردند، حال اگر در روز 25 بهمن‌ماه سال 89 نیز از مردم برای برگزاری تجمع دعوت کنند، شانس با آنان یار بوده و تعداد زیادی از مردم به دعوت آن‌ها پاسخ مثبت داده و در تجمع شرکت خواهند کرد تا آنان بهره‌برداری سیاسی لازم را از این مراسم ببرند.

اگر چنین باشد، باید گفت این موضوع توهم کودکانه و زیبایی است، اما مشکل این‌جاست که این دو (موسوی و کروبی) در سنین کودکی نیستند، شاید به دلیل تألمات روحی و روانی ناشی از شکست در انتخابات دهمین دوره‌ی ریاست جمهوری به بیماری توهم مبتلا شده و دچار توهم کودکانه شده‌اند، لکن در عرف اجتماعی موسوی و کروبی در سنوات کهن‌سالی به سر می‌برند، ظهور این‌گونه توهمات از کودکان زیباست، اما بروز و ظهور چنین توهماتی از مردان کهن‌سالی که مدعای به دوش کشیدن سال‌ها تجربه مدیریت اجرایی در یک نظام سیاسی را داشته‌اند، نه تنها زیبا، بلکه عقلانی هم نیست.

اگر تعدادی از مردم در روز 25 خرداد ماه 88 به خیابان‌ها آمده و از موسوی به عنوان یکی از نامزدهای انتخابات دهمین دوره‌ی ریاست جمهوری حمایت کردند، به این دلیل بود که اولاً نامبرده را در خط امام(ره) و انقلاب اسلامی و معتقد و ملتزم به قوانین نظام ج.ا.ا تصور می‌کردند. ثانیاً فریب دروغ بزرگی تحت عنوان "تقلب در انتخابات" را که توسط هم‌فکران موسوی و فتنه‌گران در سطح جامعه منتشر شده بود، خورده بودند و گرنه مردم ایران، هم‌چنان که در طول تاریخ سیاسی صدسال اخیر خود نشان داده‌اند، مردمی حق طلب، موحد، مسلمان، با بصیرت و ولایت‌مدار هستند. هرگز نظام برآمده از احکام و شرایع دین اسلام را به مشتی اجنبی پرست و روشنفکرنما نخواهند داد.

توهم 25 کروبی و میرحسین موسوی و همراه آنان (سید محمد خاتمی)، مبنی بر خوش‌یُمن بودن عدد 25 برای آن‌ها، تصوری پوچ و توخالی است، این موضوع را مردم با بصیرت ایران اسلامی در راه‌پیمایی 9 دی و 22 بهمن سال 88 نشان دادند، ولی فتنه‌گران از این مسئله عبرت نگرفتند، لذا ملت غیور ایران در 22 بهمن سال 89 با بلند نمودن فریاد انزجار از فتنه و فتنه‌گران، و سر دادن شعار "مرگ بر منافق فتنه گر" بار دیگر به سردمداران فتنه و خواص بی‌بصیرت نشان دادند که تمام تصورات آن‌ها پوچ و کودکانه است.

+ | ?????? ??? ???? - ???? ??? ??? داغ کنید |||

زمان ارسال: 89/07/27ساعت 8 بعد از ظهر

نویسنده مقاله: «بهلول»

هر چند که سابق بر این قصد داشتم مطلبی با این عنوان ارسال نمایم و  نحوه نفوذ غرب به  افکار جامعه را مورد بررسی قرار دهم اما بیش از آن که به ایجاد بحث جدید بیاندیشم برنامه هایی جهت تداوم بحث حجاب و راهکار های مبارزه با تهاجم فرهنگی در سر داشتم که مورد استقبال همراهان و مراجعین قرار نگرفت و به توصیه دوست عزیزم لقمان تصمیم گرفتم طبق روال گذشته نگاهی به مسائل سیاسی روز داشته باشم.
 چندی است موج جدید تبلیغاتی به اشکال گوناگون و بی سابقه با هدف سست کردن پایه های نظام از آن سوی مرزها به کشور روانه گشته است.در ابتدا به صورت سازماندهی شده و از طریق رسانه هایشان مسئله حمله نظامی مطرح می شود.و مفسرین سیاسی را هدفدار به سمت نشریات و تلویزیون رهنمود می کنند.تفاسیری از حمله نظامی و اثرات آن بر ایران و جهان در اینترنت منتشر می شود.حمله ای که حتی در یک باور خام هم نا شدنی و غیر ممکن تلقی می شود.سپس یک تحریم بی سابقه و بر علیه نظام جمهوری اسلامی  ترتیب می دهند در یک طرف امریکا و متحدانش در راس این سیاست و در طرف دیگر سازمان ملل که  در بطن سیاست هایش عنوان زیر پا نهادن حقوق ملل نهفته است.به نظر من این سیاست های دنباله دار مانند بازی شطرنج در سطح آماتور می باشند  که حرکت بعدی برای حریف محرز است.اینکه غرب مسئله اقتصاد را هدف گرفته است در راستای همین سیاست هاست.
مقدمات طرح هدفمند کردن یارانه ها که به گفته رئیس جمهور گسترده ترین طرح اقتصادی و فرصتی برای فعال شدن اقتصاد کشور است از ما هها قبل آغاز شده است.شاید شکوفائی اقتصادی عنوان بزرگی باشد که باید برای تولدش ثانیه شماری کرد اما رئیس جمهور فعلا عنوان فعال شدن اقتصاد را حقیقی تر تشخیص داده اند.به اعتقاد من این طرح نوین می تواند ناجی اقتصاد ایران باشد و ایران را به شکوفائی اقتصادی برساند و این موضوع می تواند دلیل کاملی برای به راه انداختن این معرکه باشد.به بهانه جلوگیری از تجهیز ایران به تسلیحات اتمی جلو رشد اقتصاد را می گیرند. در خیال خامشان می خواهند با یک تیر دو نشان بزنند تا ایران مانند چین، هند و یا حتی در سطح پائین تر کره شمالی رقیبی برایشان محسوب نشود.
برای آنکه یک جنگ روانی علیه اوضاع اقتصادی به راه بیاندازند بیش از هر چیز به یک نقطه شروع نیاز است تا با شیوه خودشان به مسئله را بغرنج و نا بسامان جلوه دهند. گروهی نوشته اند که در دوره اول ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد کشور گرفتار مسائل و مشکلات ریشه دار رشد یابنده ای شده است و آثار و نتایج آن را نرخ رشد پائین اقتصادی،تولید سرانه پائین،توزیع نابرابر در آمد،تراز تجاری منفی بدون نفت،نرخ دو رقمی بیکاری،نرخ رشد تورم دو رقمی و... می دانند.که وقتی با اعداد و ارقام حقیقی مواجه می شویم نتیجه منتشر شده را مبالغه آمیز می بینیم. وقتی عمیق تر بررسی می کنیم از پس این واژگان علمی رد پای غرب پدیدار می گردد.به اعتقاد من این همان نقطه آغازی است که توسط آن به نشر تفاسیر ساختگی می پردازندتا بتوانند به ذهن جامعه نفوذ نمایند.از سوی دیگر تحریم را چاشنی قرار می دهند تا مردم طعم فشار های اقتصادی که (از طرف غرب) بر سرش می بارد را بچشند.
مردم را مقابل دولت و حکومت قرار دادن همان ایده ایست که  فتنه ۸۸ را موجب شد غرب به جای هزینه کردن برای یک حمله نظامی در پی سست کردن پایه های نظام از داخل می باشد  و چه زمانی بهتر از امروز که ایران در شرف نیل به اهداف  عظیم است.
حال قضاوت با شما.کدام هزینه ای کمتر و نتیجه ای بهتر را برای غرب در بر دارد؟حمله نظامی یاهدایت ذهن حافظان منافعشان در داخل برای رسیدن به  اهداف شان؟!

+ | ?????? ??? ???? - ???? ??? ??? داغ کنید |||

زمان ارسال: 89/06/31ساعت 0 قبل از ظهر

نویسنده مقاله: «لقمان»

عللی که قبلا ذکر کردم از قبیل عدم امنیت و ریاضت و استعمار دلایلی است که همواره دست آویزی برای مخالفان حجاب بوده است . در اینجا می خواهیم دلیل اصلیی پیدایش حجاب را بررسی کنیم. همواره انسان برای هر چیزی که از او پوشیده است و به آسانی نمی تواند به آن دست پیدا کند ارزش بیشتری قائل است. زن به خاطر هوش ذاتی که خدا در وجود او گذاشته متوجه شد که از نظر جسمی در زندگی توانایی دست و پنجه نرم کردن با مرد را ندارد از این رو برای بالا بردن ارزش خود و بالانس قدرت از این نقطه ضعف مرد استفاده کرد . ضعفی که خدا در مرد ایجاد کرده یعنی مرد مظهر عشق و طلب است و زن مظهر معشوقیت و مظلومییت .در طبیعت جنس نر گیرنده و دنبال کننده آفریده شده. پس زن متوجه شد که نباید خود را رایگان در اختیار مرد قرار دهد .آنچه بجوئيم و نيابيم عزيز و گرانبها میشود . زيبائی به قدرت ميل بستگی دارد و ميل با اقناع و ارضاء ، ضعيف و با منع و جلوگيری ، قوی میشود .وقتي كه زن مقام و موقع خود را در برابر مرد يافت و نقطه ضعف مرد را در برابر خود دانست همانطور كه متوسل به زيور و خودآرائي و تجمل شد كه از آن راه مرد تصاحب كند ، متوسل به دور نگهداشتن خود از دسترس مرد نيز شد . دانست كه نبايد خود را رايگان كند بلكه بايست آتش عشق و طلب او را تيزتر كند و در نتيجه مقام و موقع خود را بالا برد .ويل دورانت ميگويد : " حيا امر غريزي نيست بلكه اكتسابي است . زنان دريافتند كه دست و دلبازي مايه طعن و تحقير است و اين امر را به دختران خود ياد دادند " خودداري از انبساط ، و امساك در بذل و بخشش بهترين سلاح براي شكار مردان است . اگر اعضاي نهاني انسان را در معرض عام تشريح ميكردند توجه ما به آن جلب ميشد ولي رغبت و قصد به ندرت تحريك ميگرديد . مرد جوان به دنبال چشمان پر از حيا است و بي آنكه بداند حس ميكند كه اين خودداري ظريفانه از يك لطف و رقبت عالي خبر ميدهد.زنان شرقي تا چند سال پيش به خاطر حجاب و نقاب و رويبندي كه به كار ميبردند خودبخود جذاب مينمودند و همين مسأله جاذبه نيرومندي بدانها ميداد ، اما به تدريج با تلاشي كه زنان اين كشورها براي برابري با زنان غربي از خود نشان ميدهند حجاب و پوششي كه ديروز بر زن شرقي كشيده شده بود از ميان ميرود و همراه آن از جاذبه جنسي او هم كاسته ميشود.ميگويند : " مشتاقي است مايه مهجوري " . اين صحيح است اما عكس آن هم صحيح است كه : " مهجوري است مايه مشتاقي " . امروز يكي از خلعهايي كه در دنياي اروپا و امريكا وجود دارد خع عشق است . در كلمات دانشمندان اروپائي زياد اين نكته به چشم ميخورد كه اولين قرباني آزادي و بيبند و باري امروز زنان و مردان ، عشق و شور و احساسات بسيار شديد و عالي است . در جهان امروز هرگز عشقهائي از نوع عشقهاي شرقي از قبيل عشقهاي مجنون و ليلي ، و خسرو و شيرين رشد و نمو نميكند. نميخواهم به جنبه تاريخي قصه مجنون و ليلي ، و خسرو و شيرين تكيه كرده باشم ، ولي اين قصههاي بيان كننده واقعياتي است كه در اجتماعات شرقي وجود داشته است .از اين داستانها ميتوان فهميد كه زن بر اثر دور نگهداشتن خود از دسترسي مرد تا كجا پايه خود را بالا برده است و تا چه حد سر نياز مرد را به آستان خود فرود آورده است ؟ قطعا درك زن اين حقيقت را در تمايل او به پوشش بدن خود و مخفي كردن خود به صورت يك راز تأثير فراوان داشته است

+ | ?????? ??? ???? - ???? ??? ??? داغ کنید |||

زمان ارسال: 89/06/23ساعت 6 بعد از ظهر

نویسنده مقاله: «بهلول»

در این مقاله قصد دارم به بررسی فمینیسم و ریشه های ظلم به زنان را در غرب بپردازم;کمی در مورد علل ظهور فمینیسم ها در قالب جنبش حقوق زنان در ایران و جهان بنویسم و نهایتا پس از بررسی لزوم رعایت حجاب مقاله را به پایان می رسانم.
فمینيسم (femenism ) واژه فرانسوی است که بر آنچه در قرن نوزدهم با عنوان (جنبش زنان) معروف بوده اطلاق میشود.
در اصطلاح فمینيسم تعریف‌های بسیاری دارد و نمی‌توان با توجه به تعدد دیده ها و افق ها تعریف واحدی از آن عرضه داشت که مورد پذیرش جنبش های مختلف فمینیستی قرار گیرد. از این رو عده ای بر باور خود از تعریف‌های فمینسم، این تعریف را برگزیده می گویند:"فمینیسم در بهترین معنای آن یعنی علاقه ی بسیار به رفاه زنان و بهبود شرایط زندگی آنان از طریق فعالیت های اجتماعی گوناگون". زنان غربی بیش از هر کس طعم روزگار بی عدالتی را چشیده اند و شاید امروز توانسته اند قوانینی البته ناقص وضع کنند تا بی عدالتی را کمرنگ کنند. اما پس از آن نیزاین قوانین از یک جهت بنا به منفعت نظام سرمایه و از جهت دیگر شخصیت زن را به سکس گرائی و نه آزادی که به اسارت در برهنگی سوق داد.با تحول سريع كشورهاي غربي در امر صنعت و با رشد روز افزون كارخانه هاي صنعتي سرمايه داران با كمبود نيروي كار مواجه شدند. آنان به منظور دست يابي به نيروي كار جديد و ارزان به زنان روي آوردند. سرمايه داران با تبليغات فريبنده اي چون آزادي براي زن، حقوق زن و... آنان را وارد بازار كار كردند، تا بدين وسيله، سطح توليد را بالا ببرند. با افزايش توليدات و كمبود بازار مصرف، سرمايه داران به بحران ورشكستگي مواجه شدند، و دوباره براي نجات از اين ورطه به زنان متوسل شدند.آنان با توجه به ظرافتهاي زن، آن را ابزاري براي تبليغ به فروش رساندن محصولات خود قرار دادند. پول پرستي سرمايه داران به همين جا ختم نشد و آنها را واداشت براي به دست آوردن سودهاي بيشتر، زنان را وارد بازار مصرف كنند. بدين منظور فرهنگ برهنگي و سكس را در بين آنان رواج دادند، بي آنكه متوجه از هم پاشيدگي نظام خانواده در جامعه باشند
.
.
اینکه بسترها چگونه مهیا می شوند تا جنبش فمینیستی زنان ظهور کند مستلزم بررسی جوامع غرب در قرون شانزدهم و هفتدهم میلادی است.


...ادامه متن
+ | ?????? ??? ???? - ???? ??? ??? داغ کنید |||

زمان ارسال: 89/06/15ساعت 2 بعد از ظهر

نویسنده مقاله: «لقمان»

در زير به چند نظريه در مورد علل پيدايش حجاب که به نظر اينحانب هيچ کدام از اين موارد در مورد پيدايش حجاب در جهان اسلام تاثيري نداشته و صرفا براي از بين بردن وجهه اسلام تايين شده است. در اين قسمت به آناليز اين نظريه ها مي پردازيم و در آخر نظر اسلام در مورد علل پيدايش حجاب را مد نظر قرار مي دهيم.
 
علت رياضت:
.علت رياضت که عمدتا در مشرق زمين توسط هندوها و در مغرب زمين توسط يونانيان پايه گذاري شده است بر اين اعتقاد هستند که دوري جستن از لذت ها و نعمت ها باعث دور شدن فکر شيطاني از انسان مي شود که از آن جمله در هندوستان مي توان با اقوام هندي روبرو شد که به کلي تارک دنيا هستند از ديگران دوري مي جويند ازدواج را حرام مي دانند و از نعمت ها استفاده نمي کنند و در مورد زن فلسفه تجرد طلبي و مخالفت با جمال را ايجاد کرده است. بخصوص در قرون اول مسيحيت اين طرز فكر سن پول (بولس مقدس) از طرف كليسا اشاعه تمام يافت و تجرد مفهوم تقدس به خود گرفت و عده‏ بيشماري راه بيابان پيش گرفتند تا شيطان را منكوب سازند ، شيطاني كه هر آن ذهن آنان را از تخيلات شهواني مملو مي‏ساخت . كليسا ضمنا با استحمام‏ به مبارزه پرداخت زيرا خطوط بدن ، انسان را به طرف گناه مي‏راند . كليسا چرك بدن را تحسين كرده رايحه بدن صورت بوي تقدس را به خود گرفت زيرا باز به نظر سن پول نظافت بدن و آرايش آن با نظافت روح منافات دارد . شپش مرواريد خدا شناخته شد . . . (برتراند راسل). یکی از دلایل پیدایش این گونه افکار تمایل برای رسیدن به حقیقت است و این امر در بعضی افراد شدید است اگر این میل به همراه این فکر باشد که حقیقت از راه دوری جستن از لذت های زندگی به وجود می آید آنگاه منجر به ریاضت می شود.
 
اکنون نظر اسلام را در این مورد بررسی می کنیم:
این مسئله که اسلام با ریاصت و رهبانیت مبارزه کرده منتقدان غربی هم قبول دارند.
1. اسلام به نظافت تشویق کرده به جای اینکه شپش را موروارید بنامند.النظافه من ال ایمان.
2. پیامبر مردی را دید که موهایش ژولیده بود و لباسی چرکین به تن داشت رسول الله به آن مرد فرمود "من الدین التعمه " یعنی بهره مندی از نعمتها جز دین است.
3. و در جایی دیگر فرمودند بدترین بنده شخص چرکین و کثیف است و .....
در این صورت این مسئله کاملا روشن است که علت پیدایش حجاب در اسلام میل به ریاضت نیست.

عدم امنیت:
 یکی از عللی که همواره برای علت پیدایش حجاب ذکر شده عدم امنیت است.در دوران کهن در ایران و یونان و روم که هرسه از کشورهای بزرک آن دوران محسوب می شوند مسئله عدم امنیت غیر قابل کتمان است. مثلا در دوران ایران باستان به علت افزایش بی حساب قدرت موبدان و دربار تجاوزات و حتک حرمت ها افزایش یافته بود بطوریکه حتی کدخراها نیز از این امر مجزا نبودند و هر کس زن زیبایی در خانه داشت باید آن را مخفی می کرد چون اگر افراد زورمند از این مسئله باخبر می شدند دیگر آن زن در امان نمی بود.
بعنوان مثال ر تاریخ آمده است که یکی از افسران انوشیروان زنی زیبا داشت. روزی انوشیروان از این مسئله با خبر شده و به خانه مرد رفت و زن را مورد تجادز قرار داد و شوخر آن زن او را طلاق داد. انوشیروان به افسر گفت: "شنیدم که بوستان آبادی داشتی که رهایش کردی" و افسر در جواب گفت:"شیری در آن بیشه دیدم ترسیدم مرا بدرد و رهایش کردم" انوشیروان رو به افسر کرد و گفت:"دیگر آن شیر به آن بیشه نمیرود."در آن دوران عدم امنیت در حدی بود که باعث می شد که مردها زن های خود را مخفی کنند و این حجاب به مراتب سخت تر از حجاب اسلام است. و حالا این مسئله مطرح می شود که این وقایع بخاطر گذشته بوده و در مورد قرن 21 صرف نمی کند.عدم امنیت در قرن 21 همچنان برای زن ها ادامه دارد.به عنوان مثال در آمریکا صی آماری که در اسوشیتت پرس واشنگتن در سال 1974 چاپ شد از هر طد هزار زن آمریکایی 52 نفر مورد تجاوز قرار گرفته اند که سن آنها بین 9 تا 75 سال بوده که اغلب 14 ساله بوده اند.از نوشته های بالا به این نتیجه می رسیم که عدم امنیت همچنان زنان را تحدید می کند.
 
اما نظر اسلام در مورد عدم امنیت:
 قدر مسلم که اسلام صرفا بخاطر عدم امنیت زن نبوده که قوانین حجاب را وضع کرده است. چون اعراب در زمان جاهلیت دارای امنیت کامل نبوده اند ولی دارای یک نوع امنیت اجتماعی بوده اند این امنیت اجتمایی به خاطر یک نوع دمکراسی داخلی بوده. چوت اقوام عربدر آن زمان دارای زندگی قبیله ای بوده اند و افراد یک خانواده را تشکیل می دادند زن در اجتماع قومی از یک نوع امنیت بر خوردار بوده که زمانی سلب می شده که قومی به قومی دیگر حمله می کرده که در آن صورت هم حجاب تاثیری در امنیت زن نداشته چون زن و مرد هر دو اسیر می شدند که در آن صورت حجاب تاثیری در جلو گیری از تعرض نداشته.اسلام هم در جایی صراحتا این مسئله را بیان نکرده یا حداقل علت اصلی برای حجای در نظر گرفته نشده ( آیه جابات)
 
استعمار:
 همچنین حجاب در اسلام برای بهره کشی اقتصادی  و استثمار زن نمی توانسته باشد چون همتن گونه که استحصار دارید  بهره کشی اقتصادی از زن در تمام طول تاریخ بوده و منحصر به گذشته نبوده به این صورت که هم اکنون برای استثمار زن از سرپوشی از مفاهیم انسانی استفاده می شود. و به عنوان آزادی زن را تا آن جا حقیر و کوچک می کنند که به ازاء  چندرقاز زنانگی خود را آشکار کرده و از جذابیت های خود برای تبلیق کالا ها یابه عنوان مانکن استفاده می شود.ولی در اسلام صراحتا بیان شده که مرد حق هیچ گونه استفاده اقتصادی را از زن ندارد و این امر که زن می تواند دارای استقلال کامل اقتصادی  باشد در اسلام قطعی است.تا آن حد که برای کار منزل و حتی  شیر دادن بچه خود می تواند از شوهر تقاضا حقوق کند و حتی اگر قیمت دایه و مادر یکسان بود اولویت با مادر کودک است.  و زن میتواند هر شغلی که فاسد کننده خانواده و مزاحم حقوق ازدواج نباشد انتخاب کند و در آمدش هم منحسر به خود اوست. بنابر این اگر نظر اسلام در مورد حجاب استثمار زن بود بیگاری را برای زن تجویز می کرد . و این نمی شود که به زن استقلال اقتصادی دهد  ولی از طرف دیگر حجاب را به منظور استثمار زن وضع کرده باشد. پس اسلام چنین منظوری نداشته.
 
                                                             ادامه دارد ........
+ | ?????? ??? ???? - ???? ??? ??? داغ کنید |||

زمان ارسال: 89/06/11ساعت 7 بعد از ظهر

نویسنده مقاله: «لقمان»

مقدمه:
ایجاد تضاد و تغییر ناگهانی طرز فکر مردم ایران در مورد حجاب و بیگانگی با این مسئله در تفکر جدید این حقیر را بر آن داشت تا چند خطی در مورد این پدیده یعنی حجاب و حجاب گریزی در جامعه اسلامی بنویسم.
این مسئله که فرهنگ سازی نیاز به سالها کار و پشتوانه فکری و مالی دارد بر هیچ کس پوشیده نیست. امری که در ایران و جهان اسلام سالها رواج داشته در مدت زمان کمی دستخوش تغییرات شگرفی که نه مثبت بلکه منفی نیز هست شده است.که این امر احتمال این مسئله این نظریه از فرهنگی بیگانه به جامعه اسلامی تزریغ شده باشد را بالا می برد. مردمی که تا 50_60 سال پیش از این تاریخ همواره با حجاب به کارهای روزمره خود می پرداختند ناگهان حجاب را سدی در برابر آزادی عمل زن میبینند.

در این مطلب من به چند مطلب اشاره خواهم کرد:
1. تاریخ حجاب در جهان باستان و جهان اسلام
2. علل پیدایش حجاب
3.فلسفه پوشش در اسلام
4.ایرادات و اشکالات
5.حدود پوشش اسلامی

1.تاریخچه حجاب:
از نظر تاریخی چیزی که قابل  توجه است  این مسئله است که قبل از اسلام هم حجاب در بین افراد جوامع دیگر نظیر ایرانیان و یهودیان و هندو ها رواج داشته است. ولی در دوران عرب جاهلیت یعنی قبل از اسلام حجاب در میان اعراب معمول نبوده و به واسطه اسلام به آن قوم راه یافته است.

حجاب در ایران باستان:
در جلد اول " تاريخ تمدن " صفحه 552 راجع به ايرانيان قديم می‏گويد : " در زمان زردشت زنان منزلتی عالی داشتند ، با كمال آزادی و با روی‏ گشاده در ميان مردم آمد و شد می‏كردند . . . " آنگاه چنين می‏گويد : " پس از داريوش مقام زن مخصوصا در طبقه ثروتمندان تنزل پيدا كرد زنان فقير چون برای كار كردن ناچار از آمد و شد در ميان مردم بودند آزادی‏ خود را حفظ كردند ولی در مورد زنان ديگر ، گوشه‏نشينی زمان حيض كه‏ برايشان واجب بود رفته رفته امتداد پيدا كرد و سراسر زندگی اجتماعيشان‏ را فرا گرفت ، و اين امر خود مبنای پرده‏پوشی در ميان مسلمانان به شمار می‏رود . زنان طبقات بالای اجتماع جرأت آن را نداشتند كه جز در تخت روان‏ روپوش دارد از خانه بيرون بيايند ، و هرگز به آنان اجازه داده نمی‏شد كه‏ آشكارا با مردان آميزش كنند . زنان شوهردار حق نداشتند هيچ مردی را ولو پدر با برادرشان باشد ببينند . در نقشهائی كه از ايران باستان بر جای‏ مانده هيچ صورت زن ديده نمی‏شود و نامی از ايشان به نظر نمی‏رسد . . . " 
چنانكه ملاحظه می‏فرمائيد حجاب سخت و شديدی در ايران باستان حكمفرما بوده ، حتی پدران و برادران نسبت به زن شوهردار نامحرم شمرده می‏شده‏اند.
 به عقیده ویل دورانت آیین کهن که در دین زرتشت برای زنان حیض در نظر گرفته شده باعث پیدایش حجاب در ایران شده است و این مسئله در میان یهودیان هم اجرا می شده است.ولی منظور از اینکه این عوامل باعث پیدایش حجاب در جهان اسلام شده است صحت ندارد. به این منظور چون چنین مقررات خشنی در مورد زنان حیض در اسلام وجود ندارد و فقط زنان را از نظر امور دینی چون نماز و روزه معاف می دارد و هم بستری را نیز در این زمان جایز نمی داند ولی همواره زن مسلمان در این زمان می توانسته مانند دیگر ایام رفتار کند.این امر هم امکان ندارد که این عادت را مسلمانان از ایرانیان آموخته باشند چون آیات مربوط به حجاب قبل از فتح ایران آمده است.ولی این مسئله که آقای ویل دورانت به آن اشاره نفرمودند این است که: "حجاب از بعد از دوران داریوش یعنی درست از زمان سلطه سیاسی قوم یهود و واقعه پوریم بوده که در ایران رخ می دهد."
همچنین آقای کنت گوبینو در کتاب 3 سال در ایران نیز نوشته اند که:حجاب شدید در ایران در دوران ساسانی در ایران بعد از اسلام هم باقی ماند. "وی معتقد است آنچه در ایران باستان بوده فقط حجاب نبوده بلکه مخفی کردن زن بوده است."

حجاب در یهود:
ويل دورانت در صفحه 30 جلد 12 " تاريخ تمدن " ( ترجمه فارسی ) راجع‏ به قوم يهود و قانون تلمود می‏نويسد :"اگر زنی به نقض قانون يهود می‏پرداخت چنانكه مثلا بی آنكه چيزی بر سر داشت به ميان مردم می‏رفت و يا در شارع عام نخ می‏رشت يا با هر سنخی‏ از مردان درد دل می‏كرد يا صدايش آنقدر بلند بود كه چون در خانه‏اش تكلم‏ می‏نمود همسايگانش می‏توانستند سخنان او را بشنوند ، در آن صورت مرد حق‏ داشت بدون پرداخت مهريه او را طلاق دهد "
عليهذا حجابی كه در قوم يهود معمول بوده است از حجاب اسلامی چنانكه‏ بعدا شرح خواهيم داد بسی سخت‏تر و مشكلتر بوده است.
 در هند نيز حجاب سخت و شديدی حكمفرما بوده است ولی درست روشن نيست‏ كه قبل از نفوذ اسلام در هند وجود داشته است و يا بعدها پس از نفوذ اسلام‏ در هند رواج يافته است و هندوان غير مسلمان تحت تأثير مسلمانان و مخصوصا مسلمانان ايرانی حجاب زن را پذيرفته‏اند . آنچه مسلم است اينست‏ كه حجاب هندی نيز نظير حجاب ايران باستان سخت و شديد بوده است . از گفتار ويل دورانت در جلد دوم تاريخ تمدن بر می‏آيد كه حجاب هندی به‏ وسيله ايرانيان مسلمان در هند رواج يافته است .

ادامه دارد....

+ | ?????? ??? ???? - ???? ??? ??? داغ کنید |||

زمان ارسال: 89/06/08ساعت 8 بعد از ظهر

نویسنده مقاله: «بهلول»

قبل از پرداختن به مبحث حجاب لازم می دانم ورود دوست اندیشمند لقمان عزیز که به تازگی افتخار همکاری به اینجانب  داده اند را  خوشامد بگویم. از مراجعین محترم نیز تقاضا دارم برای سلامتی ایشان صلوات بفرستند.
البته مبحث حجاب در آینده ، در چند پست و با همکاری لقمان گرانقدر ادامه می یابد.و در حقیقت این پست مقدمه ای است برای ولایتمداران محترم ،لزوم رعایت حجاب اسلامی و تاکید رهبر نسبت به رعایت آن.
شاید در اولین جستجو با موضوع حجاب به هزاران منبع اینترنتی برخورد کنیم و تعدد آرا و نظرات را به سادگی شاهد باشیم.اینکه گروههایی به نقد و گروههایی به عنوان موافق و به دفاع از  مسئله حجاب پرداخته اند.که البته بررسی اینکه چه موضوعی سبب شده است  این مسئله از مباحث رده یک و داغ اینترنت باشد نیاز به مطالعات عمیق تری در فرهنگ،تاریخ،دین و جامعه امروز دارد.اما آنچه مهم است لزوم رعایت حجاب است.
آیات و احادیث بسیاری در رابطه با حجاب موجود است که هر کدام به نوعی و از زاویه ای اهمیت حجاب را متذکر می شوند.مقام معظم رهبری نیز امر فرموده اند که زنان در جامعه حجاب خود را رعایت کنند. نسبت به مساله ناهنجاری ها ایشان نیز حساس هستند وتاکید داشتند طرح عفاف و حجاب باید مورد اهتمام همه دستگاه ها باشد.مقام معظم رهبری تاکید دارند که ما ضمن اینکه باید کار فرهنگی را پیگیری کنیم اما باید این موارد هم اجرا شود.به هر صورت می توان نتیجه گرفت وجود بی حجابی در جامعه علاوه بر ایجاد نا هنجاری زمین گذاشتن حرف رهبر معظم انقلاب است و می توان نتیجه گرفت افرادی که در خیابان ها مسئله حجاب را نادیده می گیرند دشمنان ایران اسلامیمان هستند.
چند روز پیش نظری را در وبلاگ بهار فرهنگی خواندم و شاید این اساس فکری ام شد تا این مطلب را بنویسم.قمست هایی از نظر را در اینجا می گذارم:

"سلام                                                                                                                               
مثل اینکه یک زن محجبه هستید.من هم یک زن هستم و اصولگرا و ولایی.خوشحالم که می بینم برای آگاهی مردم تلاش می کنید.چرا می گید بی حجاب!من چادر
نمی پوشم موهایم هم بیرون است اما عاشق رهبر هستم.در ضمن چشماتو باز کن تو تهران اکثر اصولگرا ها مثل من هستند.من با دیدن ظرفیت های اصولگرایی جذب شدم.در ضمن من شک دارم شما واقعا اصول گرا باشید.شاید از مهره های فتنه گران هستید برای خراب کردن رهبر و ولایت فقیه
."
ببینید کار به جایی رسیده است که بی حجاب ها راه خود را صحیح می بینند و بدون اینکه بدانند خواست رهبر چیست خود را ولایت مدار می دانند.اصلا مشکل از اینجا شروع شد که فارس نیوز تصاویر زنان بی حجاب که برای راهپیمایی آمده بودند را در اینترنت منتشر کرد.تا امروز بی حجابی جز ظرفیت های اصولگرایی به شمار آید و کسانی اینگونه گستاخانه دوستان نظام را سرزنش کنند.اصولگرا و البته ولایت مدار حقیقی آنست که ۳۰ ام اردیبهشت ماه امسال شعار "چادر حجاب برتر، لبيک به امر رهبر" را فریاد زد.

+ | ?????? ??? ???? - ???? ??? ??? داغ کنید |||

زمان ارسال: 89/05/29ساعت 9 بعد از ظهر

نویسنده مقاله: «بهلول»

گزارش  از یک منبع آگاه : قرار بوداز طرف مجلس خبرگان منتظری انتخاب شود ازتمام علما برای ایشان امضاي تاييدگرفته میشد.روزی برای گرفتن امضا چند از نزدیکان منتظری به خدمت آيت الله سید رضا بهاء الديني رسيدند اماايشان امضا نكردند هرچه ازفرستادگان منتظري اصرار ازايشان انكار.  گزارش  از یک منبع آگاه : قرار بوداز طرف مجلس خبرگان منتظری انتخاب شود ازتمام علما برای ایشان امضاي تاييدگرفته میشد.روزی برای گرفتن امضا چند از نزدیکان منتظری به خدمت آيت الله سید رضا بهاء الديني رسيدند اماايشان امضا نكردند هرچه ازفرستادگان منتظري اصرار ازايشان انكار.تاآنجا كه خود منتظري شخصا به خدمت ايشان رسید وتمام كتابهايي كه درمورد ولايت فقيه نوشته بود را محضر  حضرت آقا قرار دادند.
حضرت آقا تمام كتاب ها راجمع كردند وبه منتظري چند لحظه نگاه کردند و خنده کوتاهی کردند و فرمودند ولايت فقيه نوشتني نيست فهميدني است.
 این منبع نزدیک به بیت بهاءالدینی نقل میکند که از حضرت آقا پرسیدم چرا ايشان راتاييد نكرديد مگه شخص ديگري هم ميتواند .بعد از امام (ره) به مقام رهبری برسند .
حضرت آقا فرمودند : البته هیچ كس حاج آقا روح الله نمی شود، ولی آقاسیدعلی خامنه ای حقیقت ولایت فقیه هستند و رهبر ,از همه به امام نزدیكتر است. كسی كه ما به او امیدواریم آقای خامنه ای است. شما از ما قبول نمی كنید و تعجب می كنید، ولی این دید ماست، نزد ما محرز است آقاسید علی خامنه ای رهبر آینده هستند و ايشان باز هم فرمودند :نظر ما سيد علي سید علی سید علی خامنه اي استاین منبع آگاه در گوشه ای دیگر از گفتگو  بیان کرد که :زمان می گذشت و به مرور زمان سخنان گهربار و گلواژه های بینش آفرین این پیر روشن ضمیر، بیشتر و بهتر عملی می شد. تا این كه رحلت حضرت امام خمینی قدس سره و انتخاب حضرت آیةالله خامنه ای (حفظه الله) پیش آمد.
محضر آقا جان رسیدیم و به عنوان خبر روز خدمتشان عرض كردیم. فرمودند:«ما مدتها پیش به این مطلب رسیده بودیم و نظر خود را بیان کردیم که هیچ کس بعد از حاج آقا روح الله  نمیتواند رهبر شود جز سید علی آقا و باید به ایشان كمك كرد تا تنها نباشد.
برپایه همین گزارش:قبل از ریاست جمهوری آقای خامنه ای روزی در بیت محترم حضرت آقا بهاءالدینی بودیم که آقای خامنه اي كه درآن زمان نماينده مجلس بودند به بیت ایشان (منزل)تشريف آورده اند و وقتي که آقای خامنه ای رفتند  آقا زیر لب فرمودند :خورشيدلحظه اي تابيد ورفت!

فایل بسیار کم حجم است و به راحتی دانلود میشود و البته ارزش شنیدن دارد.از این به بعد سعی داریم این اسناد با ارزش را گردآوری کنیم و در قسمت نظرات به بحث بپردازیم.

فایل صوتی سخنرانی حجت الاسلام فاطمی نیا

+ | ?????? ??? ???? - ???? ??? ??? داغ کنید |||

زمان ارسال: 89/05/29ساعت 8 بعد از ظهر

نویسنده مقاله: «بهلول»

متاسفانه هر از چند گاهي مسئول دفتر رئيس جمهور افاضه‌هايي مي‌كنند كه در اين افاضات به غير از تفرقه، اعتقادات مردم را نيز به سخره مي‌گيرند. مثلا: يك وقت مراسم حمل قرآن با دف بود يك وقت بحث عدم مديريت پيامبران و اينكه آنان نتوانستند عدالت را برقرار كنند مطرح مي‌شود، يك روز در جايي مي‌گويد اسلام متعلق به 1400 سال قبل بود و امروز اين اسلام به درد امروز جامعه نمي‌خورد، در صدر اسلام مردم سوار اسب و الاغ مي‌شدند ولي امروز سوار نمي‌شوند. امروز هم گفته است آن چيزي كه ما بايد صادر كنيم مكتب اسلام نيست بلكه مكتب ايراني است.
در نظر سنجی که در طول یک هفته اخیر در این وبلاگ انجام شد.هرچند آنگونه که انتظار می رفت استقبال نشد اما به هر حال مشت نمونه خروار است و به همین دلیل باید نتایج آن را نظرات مردم عزیز دانست.به نظر اینجانب حر فهای ایشان وحدت جامعه را مخدوش می کند اما اکثر شرکت کنند گان در نظر سنجی معتقدند این حرفها و شاید ادامه این روند از محبوبیت دولت دکتر احمدی نژاد می کاهد.
از آنجا که اکثر مراجعین به وبلاگ از اصولگرایان می باشند لذا این زنگ خطری برای آقای مشایی است که با این حرف ها نه تنها  خودش را از اسلام و جمهوری اسلامی دور می کند بلکه از اعتماد طرفداران به دولت می کاهد.
همانطور که در تصویر نمودار میله ای نظر سنجی می بینید تنها ۲۳٪ که احتمال می دهم از اقلیت های جامعه مثل منافقین(مجاهدین خلق)-سلطنت طلبان-اصلاح طلبان و... باشند حرفهای آقای مشایی را صحیح دانسته اند و بقیه افراد با نظراتشان گفته اند که ایشان وحدت جامعه را مخدوش کرده است و حضورش مایه نگرانی مردم و روحانیون است و همچنین معتقدند که ایشان پایش را از گلیم خود درازتر کرده است و از همه مهمتر اینکه موجب بی اعتمادی به دولت شده است.درصد کمی هم این نوع صحبت ها را ادامه شعار جمهوری ایرانی(شعار منافقین در تظاهرات روز قدس) دانسته اند.
در وبلاگ خانم محدث پور هم با انشاء خاص خودشان مطلبی در نقد ایشان نوشته شده است که در زیر بخش هایی از آن را می نویسم:

"آقای احمدی نزاد  بیخود نیست که در انتخا بات یک سی دی بخش می شود علیه تو  به نام 90 سیاسی اسم همه  هست به جز مشایی  یعنی  جر یان فتنه او نو در  آب نمک خوابانده  تا یه روزی ازش استفاده کنه وقتی ازش می پرسند اسم همه به جز تو هست میگه نمی دونم چرا ولی مخالفان دولت  همت نکرده اند که این سی دی را علیه دولت بسازند  در حالی که این سی دی برای تخریب احمدی پخش شد بین مردم  ولذا صلاح ندیده نام او بین مردم بیاد و حساس بشوند   و الان جای تعجب است افرادی را عزل و نصب می کند  مثلا برای معاونت میراث فرهنگی  افرادی که قبلا در دانشگاه ازاد بودند و سایه احمدی را با تیر می زدند  ریاستشو بعهده داشت را  نصب می کند لطفا نشریه پرتو  را چهار شنبه 27  مرداد اخرین صفحه را بخو نید مصاحبه اقای رسایی  خیلی چیز ها رو شن  می شود..."

نتایج نظر سنجی:

 نظر سنجی

+ | ?????? ??? ???? - ???? ??? ??? داغ کنید |||

زمان ارسال: 89/05/23ساعت 1 بعد از ظهر

نویسنده مقاله: «بهلول»

این روز ها بازار فتنه و مبارزه علیه ارزش های اسلامی گرم است از سوئی خودمان و از سوی دیگر فتنه گران قدیم تیشه به دست گرفته اند تا ریشه های حقیقت را نابود سازند. مکاتب غلط من درآوردی و مورد تائید صیهونیسم را نه تنها در کنار بلکه بر علیه اصول اسلامیان می گذارند و انتظار دارند هنوز هم مورد تائید باشند.در اینجا حتی باید بپذیریم اصول گرایی زیر سوال رفته.یا حداقل دستانی می خواهند که اصول گرایی را نابود سازند.
از طرفی این روز ها با وب سایت ها و وبلاگ های برخورد می کنیم که سکولاریزم سبز را آزادانه تبلیغ می کنند و حتی برای فتنه گری برنامه ریزی می کنند.آیا فیلتر کردن این گونه وبلاگ ها و وب سایت ها( که البته خواسته عموم مردم مسلمان ایران است) انقدر مشکل است که بپذیریم باید دست رو دست بگذاریم و نظاره گر سقوط حقیقت باشیم؟!
پس اگر اینگونه است مخالفمان بیهوده نگفته که ما نه اصولگرا هستیم نه اصولمند و تنها نامی را یدک می کشیم که برازنده ما نیست.
در جستجوی اینترنت به وبلاگ هایی از این دست برخورد کردم که مطالب انحرافی را آزادانه نشر می کنند.هر چند که بسیار نا چیز و کوچک اند اما حتما توان جذب طرفداران ناچیز را دارند که این به نفع سلامت جامعه نیست و باید ریشه کن شود.
از میان این وبلاگ ها یکی بسیار تند رفته بود و پا را بسیار فراتر از گلیم گذاشته بود. در این وبلاگ برای روز قدس که یک روز بزرگ برای دنیای اسلام است برنامه ریزی شده است تا باز هم در این روز آشوب کنند و کشور را در معرض مشکلات بیشتر بگذارند. این وبلاگ در بخشی می نویسد:"خاصیت این روز(روز قدس) و روزهای مشابه مانند عاشورا این است که به دلیل برپایی راهپیمایی حکومتی، حاشیه امنیت نسبی برای حضور مردم در کنار حکومتی ها ایجاد می گردد" .شاهد بودیم گروهی شیعه قصد داشتند روز عاشورا به سوگواری بپردازند وحتما می دانید تجمع سیاسی هم محسوب نمی شود.شما که ادعای احترام به حقوق انسان ها را دارید آیا به خودتان اجازه می دهید اعتقادات این گروه را اینگونه به بازی بگیرید؟البته در تظاهرات 9 دی جوابتان را گرفتید و آنهایی که عاقل بودند حقیقت را فهمیدند و 22 بهمن را در خانه ماندند و فهمیدند که کدام کفه ترازو سنگین تر است! در جایی دیگر این وبلاگ آقای کروبی و موسوی را رهبران نمادین خوانده و با لحن تهدید آمیز نوشته است:" بهتر است که رهبران نمادین جنبش، آقایان کروبی و موسوی هر چه سریعتر در این مورد اظهارنظر کرده و اعلام حضور نمایند".می بینید که این گروه حتی برای رهبرانشان هم تعیین تکلیف می کنند.با این اوصاف چه مضهک است اگر بخواهیم اینان را جدی بگیریم و خطری برای نظام قدرتمند اسلامیمان بدانیم.
در نهایت از مسئولین ذی ربط تقاضای فیلتر کردن این نوع وبلاگ ها و خنثی کردن توطئه شان را دارم.

+ | ?????? ??? ???? - ???? ??? ??? داغ کنید |||

زمان ارسال: 89/05/21ساعت 3 بعد از ظهر

نویسنده مقاله: «بهلول»

مطلب زیر در مورد دیکتاوری و نظام کمونیسم در کره شمالی است.به کسانی که دیکتاتوری را نمی شناسند توصیه می کنم این مطلب را حتما بخوانند.
   کره شمالی و کوبا تنها نقاطی از جهان هستند که همچنان به کمونیسم وفادارباقی مانده اند . کوبا به واسطه نزدیکی اش به آمریکا و روابط خارجی اش بابسیاری از کشورهای دنیا ، سرزمین نسبتا شناخته شده ای هست . اما بسیاری از مردم دنیا از وقایع و حقایق درون کره شمالی که با سیستمی استالینی اداره میشود ، خبر چندانی ندارند .
رهبر کنونی کره شمالی کیم چونگ ایل هست . پدر وی هم رهبر سابق این کشور بود و کیم ایل سونگ نام داشت . البته  مردم بدبخت کره شمالی رهبر حکومتشان را (معاون رهبر) می نامند چرا که به فرمودهء مقامات آن کشور ، کیم ایل سونگ نمرده است بلکه به خورشید پیوسته و هر روز جهان را گرم و روشن می کند . در نتیجه مقام رهبری ایشان محفوظ است . *
در کره شمالی تنها کسی که حق فکر کردن دارد رهبر حکومت است که فرماندهء بزرگ نامیده میشود . وقتی فرماندهء بزرگ دربارهء مسئله ای حرفی زد دیگر هیچکس حق ندارد در آن زمینه اظهار نظر کند. از نظر حکومت کمونیستی آن کشور ، مردم کره شمالی و حتی مدیران و مقامات آن کشور وظیفه ای جز کشف حقیقت در افکار و سخنان رهبر نظام کمونیستی را ندارند .چندی پیش رهبر حکومت کره شمالی ( کیم چونگ ایل ) در حال بازدید از جایی به خانمی که کت و دامن پوشیده بود گفته بود شما در لباس سنتی کره ای زیباتر به نظر می رسید .. همان شب تلویزیون کره شمالی با قطع برنامه های عادی اش  اعلام کرد از این لحظه به بعد همهء زنان شاغل در کشورمان موظف هستند که با لباس سنتی کره ای از خانه هایشان خارج شوند تا جهان زیباتر شود! کره شمالی طبیعت بسیار زیبایی دارد و دارای تنوع آب و هوایی شگفت انگیزی است اما مردم این کشور حق خروج از روستا ها یا شهرهایشان را ندارند . در واقع همه در همان جایی که زندگی می کنند زندانی هستند .
برای رفتن از روستایی به روستایی دیگر و یا شهری به شهر دیگر باید از حکومت اجازه بگیرند. در کره شمالی کسی حق انتخاب همسر و ازدواج را ندارد ، مگر با موافقت وزارت اطلاعات و امنیت آن کشور . یعنی دختر و پسری که عاشق هم شده اند باید گزارش کاملی از نحوهء عاشق شدنشان ، دلیل عاشق شدنشان ، میزان علاقه و احساسی که نسبت به یکدیگر دارند و خیلی چیزهای دیگری را در چندین صفحه بنویسند و تحویل مقامات امنیتی بدهند تا نوبت مصاحبه شان شود . قبل از مصاحبه ، سیستمهای امنیتی و نظامی کره شمالی هفت نسل پشت و جد و آباد دختر و پسر را بررسی می کنند و نهایتا اگر مورد مشکوکی دیده نشد ،  برای ازدواج  آن دختر و پسر جوان مجوز صادر می کنند.
مردم کره شمالی همیشه فقیر و قحطی زده هستند و سالیانه چندین هزار نفر از آنها به دلیل گرسنگی می میرند .
دولت کره شمالی معمولا کمکهای غذایی خارجی را نمی پذیرد چرا که معتقد است این غذا ها ممکن است روی افکار مردم اثرات نامطلوب بگذارد و باعث تهاجم فرهنگی علیه نظام کمونیستی شود .
سفر مردم کره شمالی به خارج از کشور مطلقا ممنوع است و هر کس مایل به دیدن خارج باشد به عنوان یک ضد انقلاب و عامل دشمن دستگیر می شود . حتی تلفن زدن به خارج از کشور هم می تواند منجر به تیرباران شخص تلفن کننده شود.
 سفر خارجی ها نیز به داخل کره شمالی مطلقا ممنوع هست ، بجز کمونیستها و سوسیالیستهای ضد آمریکایی که از برخی از کشورهای دنیا به شکل گروهی و به صورت تورهای همبستگی! و برای شرکت در جشنهای دولتی به این کشور سفر می کنند . به ازای هر توریست هم یک نفر برای مراقبت و  بطور شبانه روزی در کنارش هست تا  مبادا با کسی حرفی بزند.
 در کره شمالی حتی  خواب دیدن مردم هم کنترل میشود و دانش آموزان موظف هستندآخرین خوابهای سیاسی خود و والدینشان را به نمایندهء وزارت اطلاعات و امنیت در کلاسشان! گزارش کنند .
انتشار هر نوع خبر ناخوشایند  سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و غیره که مربوط به کره شمالی باشد ممنوع است . هر گونه انتقاد از نظام کمونیستی و مقامات آن نیز جرم تلقی میشود . دوازده روزنامه در این کشور منتشر می شوند اما خبرنگار ندارند! این روزنامه ها موظف هستند که هر روز خبرهایی که از وزارت اطلاعات و امنیت دریافت می کنند را عینا منتشر کننند . فقط برخی از مقالات آنها با هم فرق می کند .
پخش و نمایش هر نوع فیلم و حتی کارتون خارجی در تلوزیون کره شمالی مطلقا ممنوع است . پدیدهء اینترنت در کره شمالی وجود  ندارد و داشتن رادیوهایی که قادر به دریافت امواج خارجی باشند و یا  گیرنده های تلوزیونهای ماهواره ای و دستگاه فاکس جرم  است .  حتی موبایل و دوربین فیلمبرداری نیز جزو ابزار جاسوسی برای دشمن محسوب میشوند و دارنده اش می تواند با مجازات تیرباران در ملاء عام روبرو شود .کمونیستهایی هم که به عنوان مهمان دولت کره شمالی و به منظور شرکت در جشنهای دولتی به آن کشور سفر می کنند باید به محض ورود ،  دوربین فیلمبرداری و موبایل خود را تحویل بدهند و در وقت خروج از آن کشور تحویل بگیرند . حرف زدن با اتباع کره شمالی برای خارجی ها مطلقا ممنوع است و حتی اگر قیمت کالایی را هم بخواهند بپرسند این کار را  باید از طریق فردی که مراقب توریست است و او را قدم به قدم همراهی می کند ، پرسیده شود .
مردم کره شمالی هیچ خبری از دنیای بیرون از کشورشان ندارند و تاکنون هیچ فیلم خارجی را در تلوزیونشان یا سینماهایشان ندیده اند . آنها نمی دانند که واقعا در دنیا چه می گذرد؟
چند سال پیش در دانشگاه پیونگ یانگ کره شمالی فیلم اولیور توئیست  که داستانش متعلق به دویست سال پیش است را برای دانشجویان نمایش داده بودند و گفته بودند حالا خودتان خیابانهای لندن را ببینید و  قضاوت کنید که ما پیشرفته تریم یا اروپایی ها؟
 مقامات کره شمالی می گویند تماشای فیلمهای خارجی و بخصوص فیلمهای آمریکایی باعث تهاجم فرهنگی دشمن می شود . اصولا مقامات کره شمالی به تمام دنیا ( بجز چین ، روسیه ، کوبا ، لیبی ، سوریه و ونزوئلا ) می گویند دشمن .در کره شمالی آموزش و پرورش رایگان است اما نود درصد از مطالب کتابها در وصف مقام رهبری کره شمالی و پدرش و نیز دستاوردهای حکومت کمونیستی است . بهداشت و درمان هم رایگان است اما در بیمارستانهایش هیچ نوع دارو و امکاناتی وجود ندارد و بیماران صرفا برای مرگ و راحت شدن از دست زجر کشیدنهایشان به آنجا می روند .
مردم کره شمالی به ظاهر  در مسکن های رایگان زندگی می کنند اما خانه هایشان به سلول انفرادی بیشتر شبیه هستند  تا منزل و مسکن یک انسان . هیچ کس حق داشتن ماشین شخصی را ندارد و هفتاد درصد مردم برای مسافرتهایشان از دوچرخه استفاده می کنند . همهء مردم کره شمالی موظف هستند که با یونیفرم رسمی از منزل خارج شوند و یا آنکه علامت خاصی را روی پیراهنهایشان نصب کنند تا به این ترتیب وزارت اطلاعات و امنیت کشورشان بداند چه کسانی و با چه شغلها و موقعیتهایی در حال عبور و مرور  در کوچه ها و خیابانها  هستند . در کره شمالی دو نوع پول رایج وجود دارد . یکی پولی که مردم آن کشور استفاده می کنند و یکی هم پولی که خارجی های مقیم آن کشور موظفند خرج کنند . سیستمهای امنیتی کره شمالی معتقدند که به این شکل می توان فهمید که چه کسی از دشمن و یا توریستهای خارجی پول گرفته یا با او معامله کرده است .
مردم کره شمالی موظف هستند که هر روز و قبل از شروع کار ابتدا در مقابل مجسمه های رهبر حکومتشان و پدر او تعظیم کنند و سپس به مدت ده دقیقه به سخنرانی های ضد آمریکایی رئیس یا مدیر یا معلمشان گوش کنند و بعد هم به مدت پنج دقیقه شعار  مرگ بر آمریکا و مرگ بر دشمن بدهند و آنگاه کارشان یا درسشان را آغاز نمایند.
 این برنامه پنجاه سال است که هر روز صبح در سراسر کره شمالی اجرا می شود . درآمد همهء مردم در کره شمالی یکسان است و هر نفر معادل  ۴۸ هزارتومان در ماه حقوق می گیرد . ورزشکاران کره شمالی قبل از اعزام به خارج از کشور و حضور در  مسابقات خارجی ، ابتدا در کلاسهای عقیدتی و سیاسی شرکت می کنند و بعد خانواده هایشان به گروگان گرفته میشوند تا فرزند ورزشکارشان به کره برگردد . اگر کسی برنگشت ، همهء عزیزانش را یکجا تیرباران می کنند . وقتی هم برگشت اجازهء دیدن هیچ کس را ندارد و برای مدتی طولانی توسط نیروهای اطلاعاتی و امنیتی کره شمالی بررسی میشود تا مشخص گردد که در چند روزی که در کشورش نبوده آیا مورد تهاجم فرهنگی دشمن قرار گرفته است یا نه؟
کشور کره شمالی تنها یک وبسایت دارد! (که به انگلیسی هم هست) . مردم کره شمالی معتقد هستند که به دلیل اعتقادشان به کمونیسم و زندگی در یک کشور کمونیستی ، خوشبخت ترین انسانهای روی زمین هستند . از نظر عموم مردم بدبخت و مفلوک و بی خبر از دنیای کره شمالی مارکس و انگلس و لنین و استالین سازندگان تاریخ و تمدن بشری هستند . آنها تحت تاثیر بمبارانهای تبلیغاتی حکومتشان بر این باور هستند که رهبر سابقشان  ( کیم ایل سونگ ) بعد از مرگش به خورشید پیوسته و کار خوبی هم البته کرده است اما  اگر رهبری کنونی شان بمیرد نه تنها کره زمین بلکه منظومه شمسی نیز متلاشی خواهد شد!  تنهاسایت کره شمالی که توسط وزارت اطلاعات و امنیت آن کشور اداره میشود صراحتا به زبان انگلیسی نوشته است که طبق کشف جدیدی که شده ، کیم ایل سونگ از همان ابتدا بخشی از خورشید بوده! وقتی کیم ایل سونگ مرد ، مرکز هواشناسی کره شمالی اعلام کرد به دلیل پیوستن رهبر بزرگ و بنیانگزار کبیر انقلاب کمونیستی کره شمالی به خورشید ، درجهء حرارت خورشید و طبیعتا گرمای جهان بطور ناگهانی بالا رفته است!
سازمان حفاظت محیط زیست کره شمالی نیز اعلام کرد گروهها و دسته های انبوه و بی شماری از پرندگان به طرز شگفت انگیزی برای بنیانگزار انقلاب شکوهمند کمونیستی ادای احترام کرده اند .
کمونیستهای ایرانی که در نوع خود عجیب و غریب ترین کمونیستهای جهان محسوب میشوند  با رحل اقامت افکندن در کشورهای اروپای غربی و نیز کانادا و آمریکا ، از بام تا شام علیه همین کشورهای غربی ، کانادا و آمریکا در وبسایتها و وبلاگها و فیس بوکهایش مطلب می نویسند اما حاضر نیستند برای یک شب در عمرشان هم که شده است این کشورهای غربی و پادشاهی اروپایی را ول کنند و بروند در کره شمالی یا کوبا زندگی کنند .

+ | ?????? ??? ???? - ???? ??? ??? داغ کنید |||